سلام به همه دوستان عزیزم
ممنون که به خونه من سر میزنید هرچند صاحبخونه خونه نیست
بگذریم راستش نه اینکه این مدت ماهیگیری نرفتم چرا رفتم ولی مشغله زندگی و تنبلی باعث شد که دیگه مطلب نگذارم ولی یزدان پاک رو شکر میکنم به خاطر بارون فراوانی که امسال به ما هدیه کرده و اکثر رودخانه های خشک شده سال قبل دوباره زنده شده اند
انشالله به همه خوش بگذره
تو این مدت دوشب رفتیم سد ساوه با همون دوستان قدیمی که الحق خوش گذشت .دوبار هم سمت کردستان رفتیم که راستش خیلی جالب نبود.
چیزی که باعث تاسفه اینکه اکثر رودخانه ها تبدیل به فاضلاب های صنعتی شدند که نگاه کردن به گندآبهای اون هم حال انسان رو به هم میزنه و باور کنید اصلا نزدیکشون هم نمیشه شد.جالب اینه که خیلی هم واضح لوله فاضلات رو تو رودخونه قرار دادند و انگار نه انگار
راستش دیگه جز سد دلم نمیخواد جایی برای ماهیگیری برم چون اونقدر محیط رودخانه ها و اطراف اون آلودست که ترجیح میدی سریعتر برگردی خونه
این محیط زیست کجاست؟مگر از پول منو شما حقوق نمیگیرند که مواظب محیط زیست باشند؟
یکی از بستگان ما شکارچی هست وجالبه اکثرا از جاهایی که میدونم شکار ممنوع و تحت کنترل محیط زیسته شکار میکنه .ازش سئوال کردم میدونی اگر بگیرنت چی میشه؟میدونید چی جواب داد.بلند خندیدو گفت:حله!!

حالا شما پیدا کنید پرتقال فروش را
اینها رو که میبینم با خودم میگم ما داریم با سرزمین خودمون چیکار میکنیم؟؟
آیا فردا فرزندان ما هم از این نعمت ها حق دارند استفاده کنند؟؟
چرا دیگه واژه احساس مسئولیت خنده دار شده؟براستی چه بر قوم کوروش بزرگ گذشته؟؟
بگذریم امسال با توجه به بارش های خوب در همدان و غرب کشور حتما میرم ماهیگیری
و براتون پست میزنم
فعلا...
نظرات ()
درود به همه دوستان
امیدوارم خوش و خرم باشید.فعلا که زمستونه و کارو کاسبی ماهیگیرا هم کساده هرچند شکر خدا هوا زیاد سرد نبوده ولی خدا به گرمای تابستونش رحم کنه!
راستش یه فیلم جالبی به دستم رسیده که یه روش بسیار جالب و جدیدی در ماهیگیری محسوب میشه دیگه نه چوب میخواد نه قلاب نه طعمه نه تور و تکلیف همه ماهیگیران حرفه ای عزیز رو مشخص کرده پیشنهاد میکنم ببینید:
>>> کلیک کنید<<<
دیدید چه روشی علمی و فنی جالبی بود!!!


شاد باشید
نظرات ()با سلام به دوستان عزیز و ماهیگیر
سلام 
خیلی وقت بود نتونسته بودم اینجا سربزنم.بابا این مشغله زندگی کشت مارو به خدا
باری... اگه پستهای قبلی رو خونده باشیدگفتم اتفاقی منو رئیس عزیزم متوجه شدیم علاوه بر همکاری شغلی در زمینه ماهیگیری هم همکار هستیم خلاصه به همت ایشون در یک شب مهتابی ٢٨ شهریور قرار ماهیگیری در سد ساوه گذاشتیم من از همدان میومدم و همکاران هم از تهران.من به همراه باجناق عزیز و دوست ایشون ساعت ٧ عصر رسیدیم کنار سد.اولین چیزی که خیلی جلب نظر میکرد حجم آب دریاچه سد بود که تقریبا ٣/١ پارسال بود مهندس حسنی و مهندس فرهنگ هم ساعت ٩ شب به پیوستند

راستش اولین تجربه ماهیگیری من در شب بود،الحق که چه شبی شد
زیر نور مهتاب در سکوت شب کنار آب منقل وجوجه کباب ...
به به عجب شبی شد جای همه خالی
ولی از اینها بگذریم با اینکه حجم آب خیلی کم شده بود نمیدونم ماهی ها کجا رفته بودند زیاد خبری نبود با اینکه فنر و طعمه اسانس دار و کلا همه چیز مرتب بود ولی اونطور که انتظار داشتم از ماهی خبری نبود نمیدونم شایدم کار من جاییش اشکال داشت به هر حال یه کپور کوچولو با چندتا زردپر یه لقمه ای بیشتر گیرمون نیومد.

بفرمائید صبحانه :

اینهم آخر کار:


فعلابا اجازه
نظرات ()سلام دوستان عزیز ببخشید که تاخیر دارم .هنوز نتونستم برم ماهیگیری و مشغله زندگی زیاد آقا زیاددددددددددددد
یه اتفاق جالب:حدودا یه ماه پیش زنگ زدم به رئیس سابقم در تهران که تبریک سال نو رو بگم،تو صحبتهاشون متوجه شدم ایشون هم مثل ما خراباتی هستند یعنی ماهیگیرند البته ایشون در ماهیگیری هم رئیس بنده هستند و کلی با تجربه خلاصه یه سئوال پرسیدند راجع به قضیه فنر و ماهیگیری تو سد ساوه ولی از اونجا که فقط من این موضوع رو تو وبلاگم گذاشتم ازشون پرسیدم این مطلبو کجا خوندند .اسم این وبلاگو گفتند!! ولی خیلی تعجب کردند وقتی فهمیدند مال منه
حالا قراره یه روز با هم بریم ماهیگیری .حالا کی جور میشه خدا میدونه.تصمیم دارم اگه بتونم یه سری مطالب آموزشی از منابع معتبر راجع به ماهیگیری بگذارم تو سایت البته اگه اجازه بدهند
درضمن میخوام یه کم جذب توریست کنم و یه مقداری راجع به همدان مطلب بنویسم
این بستگی به نظر شما داره

این یه منظره از داخل غار علیصدر همدان
فعلا با اجازه
...
نظرات ()سلام



سال بسیار بسیار خوبی رو واسه همه دوستان آرزو میکنم
امسال عید رفتم مشهد دیدن خانواده ام.جاتون خالی خیلی خوش گذشت.ولی خیلی شلوغ بود
۱۶ ساعت رانندگی بدون وقفه(از همدان تا مشهد)حسابی خسته ام کرد ولی خوش گذشت راستی اگه راهتون افتاد مشهد یه سر برید مجتمع الماس شرق طبقه آخرش برید شهر بازیش
منکه بیچاره شدم گیر دادم به یه بازیش که جایزش یه mp3 player sony بود با اجازتون ۱۷۰۰۰ تومان پیادم کرد ولی آخرش...


کیوان (شوهر خواهرم) مونده بود به حالم گریه کنه یا بخنده
خدائیش یادم افتاد داغم تازه شد ولی برید خوش میگذره.تعطیلات خوشی داشته باشید
تا اطلاع ثانوی...

نظرات ()سلام
خدا رو شکر که دوباره تونستم یه سری به سایت بزنم،بعد تاخیری طولانی...
راستش خیلی درگیر بودم تو پستهای قبلی گفته بودم که درگیر ساختمون سازی هستم یه وقت فکر نکنید برج سازمو مایه دار
نه بابا،خدا کمک کرد تونستم توی باغ خانواده خانومم یه
خونه خوشکل واسه خودم بسازم؛خداییش کاری سختیه مخصوصا کارمند هم باشی کارت
مشکل تره ، وقت کم میاری ولی انشالله قسمت همتون بشه ،خلاصه اساسی درگیر بودم بالاخره تموم شد والان ۳ ماه میشه که توش ساکن شدم خداییش جای خیلی زیباییه

اینم یه تصویر از خونه ما در زمستون سرد همدان
اینم بگم که آقا جمال هم همسایه طبقه پایین ما شدند
خلاصه تو این گیرو دار به شدت احتیاج یه یک برنامه ماهیگیری داشتم ، با آقا جمال صحبت کردم و قرار گذاشتیم پنج شنبه ۳/۰۸/۱۳۸۶ بریم ماهیگیری
گفتیم کدوم طرف بریم؟تصمیم بر این شد که بریم سد ساوه (گفته بودم میرم).
شنیده بودم طعمه واسه اونجا باید خمیر نون باید ببریم.کارامونو کردیمو صبح ساعت ۵ راه افتادیم تو این سفر جواد آقا هم همراه ما بود ایشون لوله کش ساختمان ما بودند و مثل ما عشق ماهیگیری داشت خواسته بود که اگه رفتیم ماهیگیری اونم ببریم خلاصه ساعت ۷ صبح رسیدیم کنار آب


راستی مرسدس رو فروختم
چاره ای نبود وقت فروشش بود بجاش پراید خریدم
یه صبحانه مختصر خوردیم و هرکسی وسائلش برداشتو یه طرفی رفت غیر حدودا ۱۰ نفری اونجا بودن که از دیشب اونجا بودنو کلی ماهی گرفته بودند
قلابو به آب زدیم ولی تا ظهر چیزی نگرفتیم ولی بقیه افرادی که اونجا بودن زیاد ماهی گرفته بودند رفتم پیش اونا تا ببینم اشکال کار ماکجاست
البته جواد آقا و جمال هرکدوم یکی گرفته بودند ولی خودم نه


چیزایی که اونا گفتند خودم هم رعایت میکردم و آخرش فهمیدم که فوت کوزه گری نگفتند
بالاخره منم یکی دشت کردم:

ناهار رو زدیمو رفتیم طرف دیگه دریاچه،اونجا دو نفر از افراد محلی رو دیدم که یه گونی ماهی
گرفته بودند



آقا جواد به همراه دو نفر از افراد محلی
اون فوت کوزه گری رو اونا به ما گفتند باید از یک فنر و چندین قلاب استفاده میکردیم
این فنر به قطر ۳ سانت و طول ۱۰ سانت بود که نفهمیدم مال چیه ولی خودشون میگفتند
مربوط به فوتبال دستی است به هرحال ما تازه کار دستمون اومده بود افسوس که ساعت به سرعت در حال گذشتن بود تو اون یک ساعت حدودا ما هم ۸ تا ماهی گرفتیم دیگه آفتاب غروب کرده بود و وقت رفتن ولی کی دلش میومد بره.
به هر حال به سمت همدان راه افتادیم روز خوبی بود و جای آروم و ساکتی بود ولی من به شدت خسته بودم
ساعت ۱۰ شب که رسیدم خونه خانومم استقبال گرمی ازم کرد!!!!
اینم از موضوع ساوه
خیلی حرف زدم ببخشید لطفا نظر بدید و منو راهنمایی کنید از همتون ممنونم
فعلا...

نظرات ()خوب الهي شكر مشكل سايت هم حل شده ولي هنوز آقا دزده رو پيدا نكردند!!
خيلي سرم شلوغه از شما چه پنهون دارم خونه ميسازم نميفهمم كي روزم شب ميشه
به خدا دلم واسه يه ماهي گيري شده اينقدر=> .
ولي با تمام مشكلات امسال حتما بايد يه مسافرت برم خانومم حسابي شاكي شده امسال
هيچ جا نبردمش ميدونم اگه بگم ميخوام برم ماهي گيري صداش در ميآد
بنده خدا آقا جمال هم تازه برادرش رو از دست داده و داغدار هست ميدونم اونم به يك
برنامه مشت نياز داره ببينم چي ميشه اگه برم براتون پست ميزنم
راستي از همه دوستاني كه نظراتشون رو برام نوشتند تشكر ميكنم بازم به من سر بزنيد در
اولين فرصت به وبلاگ همه تون سر ميزنم
فعلا...
نظرات ()سلام دوباره به همه...
ببخشید تاخیر زیادی داشتم. حقیقت اینه که یه مدتیه گرفتارم اصلا وقت نکردم برم ماهی گیری
با این وضع بنزینو ،سهمیه بندی هم که دیگه باید خوابشو ببینیم
ولی نه حتما یه برنامه تو تابستون خواهم داشت...
برمیگردم....
...see you
نظرات ()سلام دوباره
قرار بود اگه رفتم ماهی گیری براتون پست بزنم
بله روز پنچشنبه به اتفاق با جناق عزیز رفتیم ماهی گیری بعد از هفته ها در انتظار هوای خوب
چشمتون روز بد نبینه
بارون شدید
از اون بدتر باد !!
خلاصه ما هم به آسمون لج کردیم.رفتیم طرف جاده بیجار البته از طرف غار علیصدر همدان
بهمون گفته بودند یه مقداری خاکی داره!! با اجازتون ۸۰ کیلومتر خاکی داشت
بدبخت شد ماشین بیچاره من
تا بالاخره رسیدیم پل صلوات آباد.و به ادامه رودخانه شوراب که بعدش به قزل اوزن میریزه آخرش هم به خزر چشمتون روز بد نبینه رودخونه سیلاب شدید و بادی با سرعت نور!!
هرچه لنسر به آب زدیم فایده نداشت تازه قلاب جمال هم از دوجا شکست
خلاصه دست از پا درازتر برگشتیم
اما یه برنامه توپ دارم واسه سد ساوه فقط منتظرم هوا بهتر بشه
بازم برمیگردم فعلا
راستی چرا نظر نمیدید؟؟
نظرات ()سلام دوستان عزيز
فصل بهارتون مبارك
به قول شاعر صد سال به از اين سالها
خوب هدف من از اين وبلاگ خاطراتم از ماهيگيري بوده.خدائيش من خيلي اتفاقي شروع كردم ولي الان واقعا دوستش دارم
البته باجناق عزيزم آقاجمال گل رو از ياد نميبرم كه پاي منو به اين رشته باز كرد

راستي اينوبگم برخلاف قديميها كه ميگفتند ژيان ماشين نميشه با جناق فاميل نميشه من با باجناقم كلي رفيقم
ميرم سراغ اولين تجربم .آذر۸۵ بود جمال ميخواست بره ماهي گيري البته ايشون كلي پيشكسوت هستند به منم تعارف زدو منم راهي شدم البته قبلا وسائلش رو خريدم
اولين تجربه من جالب بود مخصوصا كه با دست پر هم برگشتم...
يه زردپر متوسط بودخلاصه كلي ذوق كردم.البته آقا جمال يه ماهي مشتي گرفت...
0
راستي يادم رفت بگم من اهل همدان هستم،جائي هم ماهي گيري كرديم ۱۰كيلومتري شهر دهگلان نزديك سنندج هستش
طعمه هم كرم،گوشت بود
بعد از اون يه بار ديگه هم رفتيم ايندفعه برادر خانومم هم بود منو جمال چيز مالي نگرفتم خيلي كوچك بود منكه ولش كردم اما جمال نه
ولي محمد(برادر خانوم جان) يه ماهي عالي گرفت
ميدونيد رودخانه خيلي بزرگ نبود ولي من باور نميكردم همچين ماهي توش باشه عكسشو حتما براتون ميگذارم
بعداز اونم ديگه نرفتم آخه هوا سرد بود .فردا اگه هوا خوب باشه ميخواهيم بريم ماهيگيري
اگه رفتم حتما يادداشت ميگذارم فعلا
نظرات ()